در باره انتخابات مجلس دهم در مشهد

استاندارد

چنانکه لابد رفقا میدانند، این بنده هیچ سمتی در ستاد انتخابات استان نداشتم و فقط در خدمت آن بودم؛ لذا آنچه در اینجا میآورم نتایجی است که خود با پرس و جو بدانها رسیده ام؛ چنانکه آن نامه به رئیس جمهور نیز بر اثر یک تصمیم شخصی درآمد و لذا نه آن و نه این، البته هیچیک ربطی به ستاد محترم و مظلوم اصلاح طلبان ندارد.
اما چرا این یک را دارم قدری دیر مینویسم؟
زیرا باید پرس و جوهایم را به نتایجی میرساندم و نیز صبر میکردم تا برخی دوستان ناشکیبا و گاه کم انصاف هر چه دل تنگشان میخواهد بسرایند و ناسروده و ناگفته و زخم و سُمب و سُقلمه ای خدای ناکرده باقی نگذارند! و نیز از آنسو، آن یک، که گویی بر منصب وکالت مجریان انتخابات نشسته است، در دفاع از این طایفه شریف، سنگ تمامی نمانده باشد که زبانم لال نگذارده باشد!
باری، معلوم است که این حقیر نمیتواند نتایج اعلام شده را باور آورد و جریان رقیب را که رقیب هم نیست و چیز دیگری است و خود میدانید که چیست و کیست، پیروز واقعی آن میدان در مشهد و برخی دیگر از شهرستانها، بداند.
حقیقت این است که در نوشتن این وجیزه قدری تعلّل موجّه نیز صورت گرفت؛ چرا که با خود میاندیشیدم که اگر در قبال نتایج اعلام شده، در گرماگرم کار هیاهو کنیم، در واقع بر اصرار اهالی تحریم صحّه خواهیم نهاد و برای نوبتهای بعد، برای دعوت به حضور و رأی، از آستین برهان و دلیل، چه درآوریم؟!
اما پاسخ خود و تحریمیّون را چنین مفروض گرفتم که «اصرار بر صندوقهای رأی»، و تاکید بر «تغییر از مسیر رأی»، تنها راهی است که «نظم پذیری و قانونگرایی»، بر ما مباح میشمارد؛ از سوی دیگر اگر در قبال «روندهای ناصواب» سکوت کنیم، در واقع به روند صواب که همانا «ماهیّت انتخابات» است جفا ورزیده ایم؛ و اگر به صندوق پشت کنیم نیز، به حقّ مشروع خود، پشت پا زده ایم؛ که هر دو بویژه در این شرایط، نامعقول و خود ناصواب مینماید؛ و لذا راهی جز این نمیماند که نهاد محترم و معتبر انتخابات را با رأی دادن، حفاظت کنیم و پاس بداریم و بر حقّ مالکیّت مشاع خود بر کشور، و نیز حقّ ذاتی تعیین سرنوشت برای خود، تأکید ورزیم و گامی نیز فراتر از قانون برنداشته، و خواسته ای همچنین فرا و فروتر از آن، نداشته باشیم. بهر روی، آنچه من از مصادیقِ – بخوانید — تدلیس یا تخلیف یا تقلیب، میدانم از این قرار است:
یک) در این شهر چند حزب و گروه جمع شده و مجمعی را شکل دادند تا مشورت کنند و هماهنگی برای عمل سیاسی؛ اما به آنها حتی اجازه گردهم آیی در فضاهای سربسته نیز ندادند و تا آنها مجوّز رسمی فعالیّت نگرفتند، ماجرای منع و اصرار بر منع – حتّی برای دور هم جمع شدن – ادامه داشت؛ اما چنانکه اُفتد و دانید، سالهاست در همین شهر، جریانی که میدانیم چیست و کیست، اما بی نام و نشان، در بزنگاه هر انتخابات، همچون یک سازمان زیر زمینی (!) بر میخیزد و لیستی را در گستره ای وسیع منتشر میکند و هیچ «حدّ و مرز و زمانی» را نیز نمیشناسد و از فرط بذل دوستی و شفقت بر خلق (!)، تا آخرین دقایق برگزاری انتخاباتها نیز به فعالیت زیر زمینی اش مشغول است؛ و حتّی بر روی میزهای رأی نویسی! و طرفه اینکه آنها که پشّه را در آسمان این شهر نعل میزنند و جمع شدن چند گروه را در یک مؤسّسه مذهبی برنمی تابند و از ورود مهمانی به خانه ای در نمیگذرند، سالهاست که نشسته و نظّاره گر این رفتار متقلّبانه و متدلّسانه و متخلّفانه غیر قانونی و غیر شرعی اند؛ همانها که اجازه برگزاری سخنرانی واجد مجوّز در تالار ابن سینا را زیر پا نهادند و بر در سالن قفل!
دو) به تعدادی از نظّاری که ستاد اصلاح طلبان برای صنوقها معرّفی کرده بودند، مجوّز حضور در صندوقها ندادند! چرا؟
سه) چرا آمار آرای ریخته شده به صندوقها در این شهر، بر خلاف مناطق و شهرهای دیگر، بتدریج اعلام نشد؟ حضرات فرمایش فرمودند که ما اجازه رؤیت آراء را نداریم، مادام که وزارت کشور اجازه صادر نماید! چرا؟ مگر مشهد تافته ای جدا بافته از دیگر شهرها و مناطق است؟ یعنی چه که اجازه رؤیت نداریم؟ از این گذشته، آیا وزارت کشور دستور داده بود که پی در پی وعده اعلام آراء را بدهند و سپس بتعویق بیندازند؟ چرا بر خلاف دیگر شهرها و مناطق کشور، آرای مشهد را در روز سوّم پس از برگزاری انتخابات اعلام کردند؛ آنهم طی دو مرحله در صبح و بعد از ظهر؟ مگر نگفتند که اجازه اعلام مرحله ای آراء را ندارند؟!
بعلاوه، آیا خواندن و رؤیت (!) آرای مشهد، دشوارتر و زمانبرتر از تهران ده میلیونی بود و هست؟
چهار) جناب استاندار در جمعه شب هفتم اسفند تعداد رأی دهندگان را بالغ بر یک میلیون و دویست هزار نفر اعلام کردند و نیز در روز بعد، یک میلیون و سیصد و پنجاه یا سی هزار نفر. اما فرماندار بعدا تعداد آرای ریخته شده به صندوق، یا شمار رأی دهندگان را، یک میلیون صد و شصت هزار نفر اعلام کرد. جناب استاندار خطا کردند یا فرماندار؛ و مأخذ هر کدام، چه، که، وکجا بود؛ و این تفاوت سنگین، چرا؟ روشن است که بالا نشان دادن تعداد رأی دهندگان در شب و روز پس از انتخابات طبعا نمیتواند محمل تبلیغی برای حضور بیشتر مردم داشته باشد که اگر میداشت نیز منطقی و نیز اخلاقی نبود؛ بنابراین جای این سؤال جدی است که پاسخ مسئولان به اختلاف حدود ۲۰۰ هزار رأی در دو گزارش، چیست؟
پنج) طبق اطلاعاتی که این بنده دارد، مسئولان ابتدا حاضر به بررسی اعتراض نامزدها نبودند و آن را بی نتیجه میدانستند؛ منتها شواهد چنان روشن بوده که ناگزیر به بررسی وضع چند صندوق مورد دلالت معترضین میشوند و نتایجی قابل تامّل کشف میشود؛ مثلا در بررسی یک صندوق معلوم میشود که برای دو نامزد لیست امید، در مجموع، بالغ بر ۱۵۵۰ رأی در همان صندوق منظور نشده و در ۵ صندوق دیگر رأی هر پنج نفر صفر اعلام شده بوده است (!) لذا بناگزیر میپذیرند که صندوقهای دیگری را مورد بررسی قرار دهند؛ و این در حالی بود که فرماندار گفته بود تخلف و اختلاف بین شمارش صندوق و صورتجلسه و سایت غیر ممکن است و سیستم خطا را نمی پذیرد و طرفه اینکه در یکی از صندوقها معلوم میشود که آمار صندوق عددی است و آمار لیست عددی دیگر و آنچه در سایت ثبت شده نیز رقمی متفاوت با آن دو!
شش) فرماندار در مصاحبه ای گفته است که نُه تا ده درصد صندوقها مورد بررسی قرار گرفته است؛ در حالیکه خود در همان مصاحبه اقرار کرده که تعداد صندوقهای بررسی شده، سی و هشت عدد میباشد؛ و معلوم است که نسبت ۳۸ با ۱۱۵۹ صندوق، کمی بیش از سه درصد است، نه ۹ یا ۱۰ درصد! و حقیقت این است که قرار بود یکصد صندوق مورد شمارش مجدد واقع شود که بدین قول عمل نشد و ۶۱ یا ۶۲ صندوق مورد نظر نامزدهای لیست امید مورد بررسی و شمارش مجدد قرار نگرفت و بازشماری تعطیل شد.
ضمنا جناب فرماندار مدعی شده اند که نامزدهای معترض، از فرمانداری تشکّر نیز کرده اند؛ که متاسّفانه این نیز صحّت ندارد؛ بلکه مشارالیهم، طی نامه ای به رئیس جمهور خواستار بررسی اعتراضات خود از مسیرهای کاملا قانونی شده اند؛ البته با قید اینکه نباید حاصل یک پیروزی بزرگ ملی را در کام مردم تلخ وانمود کرد و لذا نامزدهای معترض نجیبانه از رسانه ای کردن اعتراضات خود استنکاف کرده و به مکاتبه با مسئولان بالادستی اکتفا کرده اند.
باری و بهر روی، ما برای عمل سیاسی راهی جز قرار گرفتن در چارچوبهای مقرر قانونی، و برای تغییر روندها، در نظامی که خود برآورده ایم و در میهنی که فضای سینه مان را پُر کرده است، راهی جز مَعبَر صندوق رأی نمیشناسیم؛ اما این بدان معنا نیست که تاریخ آنچه را در اینجا میگذرد، بفراموشی خواهد سپرد و برای ما عبرت بیشتر و تجربه اندوخته تر به ارمغان نخواهد آورد.
ناصر آملی – ۲۸ اسفند ۹۴ .

نامه‌ی سرگشاده به رئیس جمهور؛ ما مستوجب چنین عقوبتی نیستیم

استاندارد

جناب دکتر روحانی ریاست محترم و عزیز جمهوری اسلامی ایران،

سلام علیکم.
جناب رئیس جمهور! ما مستوجب چنین عقوبتی نیستیم؛ ما مستوجب عقوبت چنین مسئولان اجرایی در خراسان رضوی نیستیم؛ ما مستوجب تحمل عقوبت بهترین و باشکوه ترین استقبال انتخاباتی از شما نیستیم؛ ما مستوجب چنین رنج و عذابی که استاندار و فرماندار شما بر ما تحمیل میکند نیستیم؛ ما در شهر امام مهربانی و شرف و وفای بعهد و بزرگواری، مستوجب تحمل بی حرمتی از سوی مدیرانی که چه بسا به شما تحمیل شده باشند نیستیم؛ ما مستوجب شرمندگی در مقابل رأی دهندگان مشهدی که تماس از تماسشان با ما قطع نمیشود و یکسره میپرسند «چه فرقی بین مشهد و دیگر شهرهای کشور است که مدیرانش با بولدزر روی اعصاب ما میکوبند و روح و روان ما را ویران میکنند» نیستیم.
جناب رئیس جمهور!
در این شهر یک نفر بر خلاف قانون و روندهای متعارف کشوری و ملی، تصمیم میگیرد کنسرت اجرا نشود و نمیشود. از این شهر بهترین مدیران کارآزموده و پاک را به شیراز و مناطق دیگر میبرند و ما را گرفتار کسانی میکنند که کوچکترین حرمتی برای پرسشها و دغدغه های مردم قایل نیستند. در این شهر و بلکه زندان سکندر، ما بدون داشتن حقّ و اجازه حضور در یک مسجد، بدون داشتن یک سقف برای یک میتینگ انتخاباتی و حزبی، بدون اجازه برگزاری یک سخنرانی در شبهای تبلیغات در مرکز شهر و در فقر مطلق امکانات به شما بالاترین آراء را تقدیم کردیم و روز جمعه با شکوهترین حضور رای دهندگان را رقم زدیم. اکنون از شما میپرسم که آرای ما گروگان چیست؟ چرا آرای مردم مشهد را اعلام نمیکنند و دیر اعلام میکنند؟
ما نه در ۸۸ و نه امروز به خیابان نیامدیم و نمیاییم. ما با رای خود رفراندم برگزار کردیم.؛ آنروز اما به مردی که شهره به دروغ و تهمت بود نامه ننوشتیم؛ چرا که بی فایده بود. من تنها به مقام معظّم رهبری تظلم کردم. خدمت ایشان عرض کردم که آن مرد که به یک ملت دروغ میگوید، به شما هم دروغ میگوید و خواهد گفت و دیدیم و دیدید و دیدند که شد آنچه شد. اکنون اما شما هستید. شما وکیل و نماینده مایید و مورد اعتماد ما و مردم. چرا تظلم ما را خدمت رهبری نمیبرید و از ایشان نمیخواهید در این شهر، در این زندان، ما را از شرّ کسانی که با وجدان و اعصاب و روح و روان ما بازی میکنند، نجات دهند و دهید؟
پس از این نامه به خداوند پناه میبریم و از حضرتش میخواهیم «ربّنا و لا تحملنا ما لا طاقه لنا واعف عنّا واغفرلنا وارحمنا انت مولینا …….. ربّنا اخرجنا من هذه القریه الظالم اهلها واجعل لنا من لدنک ولیّا واجعل لنا من لدنک نصیرا.» ولا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم.

ناصر آملی.

بامداد ۹ اسفند ۱۳۹۴

خاتمی محور جبهه فراگیر اصلاح طلبان (بخش آخر)

استاندارد

جان کندیم در این یکی دوسال و خون دل خوردیم و بردباری ورزیدیم، برای همین یکی دو روز؛ که از شبهای قدر سرنوشت ماست.
خُنک آن قمار بازی که بباخت هر چه بودش
بنماند هیچش الّا هوس قمار دیگر!
بوسه و لعل چشم، بر دست و بازو و «ذهن زیبا» و شریف اصلاح طلبان خراسان بزرگ.
یا علی مدد.

مخلص. ناصر آملی.

پنجم اسفند نود و چهار.